زمينههاي مختلف را مديون پدياسيموس هستيم. تيودوروس متوخيتس و لئون ماگنتينوس شرحهاي ديگري بر آثار ارسطو نوشتند. شروح ماگنتينوس منحصر به شرح
ارغنون و آثار فرفوريوس بود؛ ولي تيودوروس، با اينكه شخص عاليمقامي در دربار آندرونيكوس بود، فرصت يافت تا تعداد زيادي از رسالههاي ارسطو در باب مسايل فلسفي و طبيعي را تفسير كند و مقالات زيادي بنويسد. او نيز مانند ولينعمتش1 مورد غضب واقع شد (1328) و سالهاي پاياني عمرش را همراه با او و نيكهفوروس گريگوراس در صومعهٴ سنت ساويور در خورا گذراند. اين صومعه بايد جاي دلانگيزي براي گذراندن ايام بازنشستگي آن پيرمردان بوده باشد، چون آنان ميتوانستند در باب بيثباتي امور زميني و ابديت ملكوت خداوند يادآوري و فلسفهبافي كنند. همچنين ميتوانستند از كاشيكاريهاي زيبايي لذت ببرند كه تيودوروس در ايام قدرتش صومعه را با آنها آراسته بود. البته او ميتوانست خود را در يكي از آن كاشيكاريها ببيند كه دارد كليسايي را كه او باعث استرداد آن شده بود، به مسيح تقديم ميكند (شكل 11). از اين كاشيكاريها امروز هم ميتوان لذت برد و بينندگان زيادي را به مسجد كوچك و دلفريب قاريه جامعي جلب ميكنند.
شايد بتوان اشارهاي هم به كنستانتين آرمنوپولوس قاضي كرد كه درصدد آشتي دادن آرامشگرايان و دشمنانشان برآمد و از اين رو،دشمني هر دو گروه را برانگيخت. هشت مقالهٴ او در سرزمينهاي يونانيزبان، حتي تا زمان ما، چنان رواجي داشته است كه تاريخنگاران انديشه را هم مانند تاريخنگاران حقوق متوجه خود ميسازد.
4. متكلمان ساير كليساهاي شرق. عبد يشوع باربريخا (سيزدهم ـ 2)، كه در نزد سريانيان نسطوري همتاي ابوالفرج در نزد يعقوبيان بود، تا سال 1318 زندگي كرد و از اينرو، مربوط به عصر مورد بحث ماست، گرچه مهمترين اثرش به نام مرجانيتا (مرواريد) را، كه خلاصهاي در حكمتالاهي به زبان سرياني است، پيش از پايان سدهٴ سيزدهم تأليف كرد.
در اين اثنا الاهيات قبطي (منوفيزيتي) در رسالات عربي ابوالبركات (متوفا 1324) بهطور كامل بيان شد.
گزارش ما از كليساي شرق در اينجا تمام ميشود، ولي شايد لازم است از كار يك حكيم كاتوليك دومينيكي به نام بارتولوميوي بولونيايي ذكري كنيم كه درصدد برآمد كليساي ارمني را به اطاعت رم درآورد. بارتولوميو را ارمنياني از قبيل ايوان كاريني و يعقوب ترجمان ياري ميدادند. اين فعاليت خلاق نبود، چون بيشتر به ترجمهٴ رسالههاي لاتيني به ارمني محدود